الشيخ محمد الصادقي الطهراني

49

نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى)

اين عدالت ، عدالت اجتماعى نيز هست ؛ يعنى اگر تعداد زنان به آن اندازه نيست كه شما بتوانيد با چند زن ازدواج كنيد ، چون مردانى ديگر بدون ازدواج مىمانند ، بايد عدالت را رعايت كنيد ، و همين‌طور عدالت در زندگى خودتان از لحاظ اقتصادى و غيره ، كه اين « تعدد ازدواج » ميدان مسابقه در ورزش عدالت است ، و عادل‌ترين مردان و زنان كسانى هستند كه تمامى جهات عدالت را رعايت كنند ، مرد در چهار جنبه « 1 » و زن در يك و يا بيشتر ، و اين خود بهترين الگوى عدالت است ، و مردان و زنانى كه از اين امتحان بسيار دشوار سرافراز بيرون آيند ، در تمامى صحنه‌هاى عدالت اجتماعى پيروز خواهند بود . از طرفى هم اصل تعدّد ازدواج ، اولًا نصّ قرآن و تعبّدى است ، و ثانياً ضرورتى غيرقابل انكار است ، زيرا تعداد زنان در سراسر جهان در طول تاريخ بيش از مردان بوده و هست ، و نيز از دست‌دادن قدرت توليد مثل زنان خيلى زودرس‌تر از مردان است ، و طبع تعدّد ازدواج در مردان بيشتر از زنان است ، بلكه تعدّد براى زنان مؤمن در حد صفر است ، مگر زنانى كه تقيّدى به‌شرع ندارند ، و نيز تلف‌شدن به‌واسطه‌ى بيمارى يا جنگ در گروه مردان ، خيلى زيادتر از زنان مىباشد ، و هم‌چنين موارد اضطرارى براى توليد مثل نسل مانند مواقع جنگ ، اقتضا مىكند كه مردان

--> ( 1 ) - در عدالت بين زنان و حتى نسبت به‌يك‌زن و عدالت اجتماعى كه تعداد زنان و مردان برابر باشند تعدد ازدواج ظلم به‌ديگران است و هم‌چنين حفظ عدالت فردى براى سلامت روحى و جسمى خود مرد كه تعدّد يا اصل ازدواج دائم ، منجر به‌ظلم و سختى نسبت به‌خود وى و يا ديگران نشود و « الّا تعدلوا » همه‌ى اين موارد را شامل است و نه اين‌كه اگر مردى فقط بتواند بين چند زن عدالت را رعايت كند ، مجاز به‌تعدّد زوجات باشد